محمد مهدى ملايرى

225

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

در دوران ساسانى است كه به تعبير عربى عبارت بوده‌اند از اهل الدين و المقاتلة و الكتّاب و النجوم ، دربارهء كتّاب يعنى دبيران چنين آمده : القسم الثالث الكتّاب و هم اصناف فمنهم كتّاب الرسائل ، و كتّاب الخراج و كتّاب الشروط ( ص 209 ) . مراد از كتّاب الرسائل چنان كه به تفصيل خواهد آمد همان دبيران دبيرخانه شاهى يا ديوان مركزى هستند كه گفتيم رئيس آنها را ايران دبيربد يا دبيران مهشت مىناميدند و يكى از وزيرانى بود كه مستقيما و بدون واسطه بزرگفرمدار ( وزير اعظم ) با شاه ارتباط داشت و عزل و نصب او هم با خود شاه بود ، و در او از كتّاب الخراج هم همان اماركاران يا آمار دبيران هستند كه وصف آنها هم گذشت و گفتيم كه رئيس آنها هم ايران آماركار خوانده مىشده و او هم مانند ايران دبيربد يكى از وزيرانى بوده كه مستقيما با شاه ارتباط داشته و عزل و نصب او هم با خود شاه بوده و دربارهء هريك از آن دو اطلاعات و معلومات نسبتا مفيدى از منابع تاريخى به دست مىآيد كه به بيشتر آنها درگذشته اشاره شد . و اما دربارهء كتّاب الشروط كه در اين عبارت صنف سومى از دبيران به شمار رفته‌اند و از اين عبارت معلوم مىشود كه آنها هم در ديوان شأن و شوكتى داشته‌اند اطلاعات ما بسيار اندك است و شايد تنها مأخذى كه به جز اين عبارت و آنچه از انوشروان نقل شده كه در آن اشاره‌اى به چنين صنفى از دبيران شده مفاتيح العلوم خوارزمى است كه در آن ضمن برشمردن انواع دبيرى در دوران ايرانيان از دبيرى هم به نام داددبيهر نام برده و وظيفهء او را « كتابة الاحكام » نوشته است . از عبارات منقول از انوشروان چنين به دست مىآيد كه اين صنف سوم از دبيران هم از دبيران ديوان بوده‌اند و وظيفهء آنها كه كتابة الشروط ذكر شده يكى از وظايف ديوانى و مدنى به شمار مىرفته و با اين حساب بايد از شروط و احكام ، اسناد و معاملات و قراردادها و نوشته‌هايى از اين قبيل فهميده شود نه احكام قضائى مربوط به مرافعات و دعاوى و مانند اينها كه ظاهرا از وظايف موبدان و